بگذارید کنار بدنش گریه کنم...

بگذارید کناربدنش گریه کنم

بگذارید به بی سرشدنش گریه کنم

 

تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش

مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم

 

بگذارید گلم را که فتاده است به خاک

کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم

 

چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید

بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم

 

ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت

اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم

شاعر: سید محمد جوادی

/ 4 نظر / 23 بازدید
دخترقم

السلام علیک یا اباعبدلله زیباست

بانو

وبلاگ خوبی دارید. التماس دعا

ا.ش

سلام از خوندن مطالبتون لذت بردم چیزای زیادی یاد گرفتم مطلب فواید نماز ازدواج طلبه ها فرعون و... مطالب زیبا و جالبی بودن من طلبه هستم و در اغاز راه وبلاگی دارم بسیار خوشحال میشم تشریف بیارید و نظرتون رو در مورد وبلاگم و مطالب ارسالیم بنویسین. تشکر!

علیرضا

واقعا شعر قشنگی هست اما بهتر بود که کمی شاعر شعر را ادامه میداد.....////