|
طلبه نـــــو پا به نام خدایی که از شدت حضور نا پیداست
| ||||||||||||||||||||||||||||||||
|
تو آیا دیدهای وقتی شبی تاریک میان بودن و نابودن امید فردائی هراسی میرباید خواب از چشمت کسی، خورشید و صبح و نور را در باور روح تو، میخواند و هنگامی که ترسی گنگ میگوید، رها گردیده، تنهائی و شب تاریکیاش را، بر نگاه خسته میمالد طلوع روشن نوری به پلکت، آیههای صبح میخواند کلام گرم محبوبی کمی نزدیکتر از یک رگ گردن، به گوشات با نوای عشق میگوید: “غریب این زمین خاکیام، تنها نمیمانی” تو آیا دیدهای وقتی خطائی میکنی اما، ته قلبت پشیمانی… و میخواهی از آن راهی که رفتی، باز برگردی نمیدانی که در را بسته او یا نه؟ یکی با اولین کوبه، به در، آهسته میگوید: “بیا، ای رفته، صد بار آمده، باز آ که من در را نبستم، منتظر بودم که برگردی” و هنگامی که میفهمی، دگر تنهای تنهائی رفیقی، همدمی، یاری کنارت نیست و میترسی که راز بیکسی را، با کسی گوئی یکی بیآنکه حتی، لب تو بگشائی به آغوشی، تو را گرم محبت میکند با عشق به هنگامی که، دلبرهای دنیائی دلت را برده اما، باز پس دادند دل بشکستهات را، مهربانی میخرد با مهر درون غار تنهائی، به لب غوغا، ولی راز سخن با او، نمیدانی کسی چون نور میگوید، بخوان و تو آهسته میگوئی، که من خواندن نمیدانم و او با مهر میگوید بخوان، آری بنام خالق انسان، بخوان ما را و تو با گریههای شوق، میخوانی تو آیا دیدهای وقتی که بعد از قهر و بد عهدی به هنگامی که بر سجادهاش با قامت شرمی به یک قد قامت زیبا، تو میآیی به تکبیری، تو را همچون عزیز بیگناهی، راه خواهد داد و میپوشاند او، اسرار عیبت را و از یاد تو هم، بد عهدیات را، پاک خواهد کرد جواب آن سلام آخرت را، بر تو خواهد داد و با یک نقطه در سجده، تو گویا باز هم، در اول خطی تو آیا دیدهای وقتی که چیزی آرزویت بوده، آنرا جستهای آنگاه میبینی، بجز یک سایه، چیزی در درون دستهایت نیست کسی آهسته میگوید: “نگاهم کن، حقیقت را رها کرده، مجازی را تو میجویی؟ تو سیمرغی درون آسمان گم کرده، اینک سایهاش را بر زمین خاک میپویی؟ اگر یابی، بجز یک سایه، چیز دیگری داری؟” پس آنگه یک شعاع نور، چشمان تو را، از خاک تا افلاک خواهد برد تو آیا دیدهای، وقتی هوای سینهات ابر است و باریدن نمیداند و دشت سینهات ، میسوزد از بیآبی خوبی
تمام غنچههای مهر، در جان تو خشکیدهست به یادش، قلب تو، آرام میگیرد و چشمان امیدت گونههای چشم در راه تو را، با بارشی، سیراب خواهد کرد و گلهای محبت، در تمام پهنه جان تو میروید تو آیا دیدهای وقتی دلت میگیرد از دلگیری مردان تنهایی که شب هنگام، سر به زیر افکنده شرم خالی دستان خود را، در کویر مهربانی، چاره میجویند کسی آهسته میگوید: “سرای عشق را، یک بار دیگر آب و جارو کن! سوار صبح در راه است” تو آیا دیدهای ، وقتی که دریای پر از طوفان مشکلها بساط زورق اندیشه را در صد خروش موج میپیچد کسی سکان این زورق، به ساحل میبرد با مهر و میداند که تو بی آنکه در ساحل، به شکری، قدر این خوبی به جای آری بدون گفتن یک، یاخدا این ناخدا، از یاد خواهی برد خدا را دیدهای آیا؟ به هنگامی که در این بیکران، این پهنه هستی به ترسی از رها بودن، تو میپرسی کسی میبیندم آیا؟ کسی خواهد شنید این بنده تنها؟ جوابت را، نه از آن کس که پرسیدی جوابت را، خودش با تو، و با لحن و کلام مهر میگوید: “که من نزدیک تو هستم، به هنگامی که میخوانی مرا آری، تو دعوت کن مرا، با عشق اجابت میکنم، با مهر هدایت میشوی، بر نور” خدا را دیدهای آیا؟ گمانم دیدهای او را که من هم آرزو دارم، ببینم باز هم او را به چشم سر، که نه او خود گشاید، دیدههای روشن دل را لطیف و خلق آگاه است چه زیبا میشود، چشمی که میبیند تو را چشم دلی، از جنس نور و عشق و آگاهی شعری از: “کیوان شاهبداغی” [ سهشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٢ ] [ ۱۱:٥٤ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
چرا قبر حضرت زهرا(س) مخفی است؟بسیار عجیب است یک زن جوان این اندازه اصرار داشته باشد که غسل و کفن و دفن او در تاریکى شب و مخفیانه باشد؟! چرا فاطمه اینگونه وصیت مى نماید؟!
ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ٤:۱۸ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند
شیطان می خندید و می گفت:
این جماعت که امروز به من سنگ می زنند برسند شهرشان به من زنگ می زنند
[ شنبه ۱۳٩۱/۱/۱٢ ] [ ۱٠:۳۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
ان شاءالله امسال یه کاری کنیم وقتی تقویم سال بعد را باز می کنیم یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه: اولین سالگرد ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) – تعطیل [ شنبه ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۱۱:٠٧ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند از دیدن اشک آنها دردناکتر است . و ما حکمت هیچ چیز را نمیدانیم [ شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ۸:۱٠ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
بیایید هدفمند شویم بیایید به بهترین خودمان فکر کنیم به زیباترین خودمان بیندیشیم زیباترین تابلو نقاشی، از خود بکشیم چقدر ما می توانیم چقدر دنیا می شود با ما زیبا تر شود چقدر دلها ،با ما و با دیدن ما و با شنیدن ما شاد میشود تو ،بزرگترین هدیه خدا به خودت هستی تو زنده ای و فرصت زیبا بودن داری ،با همه آنچه خودت داری چه دستهایی که در انتظار دستهای گرم و مهربان توست چقدر فرشته ها با دیدن خوبی تو حسرت انسان بودن دارند چقدر شیطان ها از اراده محکم تو عصبانی هستند دنیا التماست می کند و تو به او محل نمی گزاری سختی ها ،از استقامت تو به زانو در آمده اند راستی تو اشرف مخلوقاتی چقدر فرصت زندگی ،زیباست .بیا هدفمند شویم از خود بهترین تابلو نقاشی را بکشیم http://hamsaniye.persianblog.ir/ [ جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱:۳۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
مانتوی کوتا پوشیدن ، آستین ها را تا بازوان بالا زدن ، مو بیرون گذاشتن، پاچه های شلوار را تا زانو چاک دادن و ... بی حجابی ست و زن ها نباید طوری پوشش داشته باشند که مانند مردها شوند اما آیا حجاب تنها مخصوص زنان است؟؟؟ نمی خواهم از زنها طرفداری کنم اما معمولا میگویند حجاب رعایت کنید و با ارایش های زننده خارج نشوید ولی از این غفلت کرده اند که در این زمینه مردان گوی سبقت را از زنان ما ربوده اند! اگر دقت کرده باشید می بینید که،زنان ما زن بودن خود را و مردان ما مرد بودن را از دست داده اند (به استثنای اندکی) هویت خود را باخته اند و یا سر در گم اند ؟؟؟؟ [ پنجشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ۸:۱٢ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
الدعا فی لیالیّ الامتحانیه ! اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش. الذین لا یعلمون و لا یستطیعون ان یقرأ فی لیلة واحدة کل الکتاب المخوفة القطورة و الجزوات الزیراکسیه. دروساً لا ینفع فی الدنیا و الاخره (و فی الموضوعات العملگیّة تغنی محل اشتغالنا). اللهم انجنا من البلیّات الذی ینزل علینا ببرکة الاساتید و الامتحاناتهم الذی ینتزل المعدل تحت خطوط المشروطیّه. اللهم انّا نسألک اللّغو کل الامتحانات و الکوئیز فی کل تروم (اینجا همه بگن آمین) و لا تکلنا الی انفسنا و نمراتنا و محفوظاتنا الذی یجذبنا الی المنجلاب المشروطیة طرفة عیناً ابداً و نعوذ بک من پروجات. آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه [ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ] [ ٤:٤٥ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
اونایی که چادر می پوشند، چند دسته اند: ۱- اونایی که از سر اجبار چادر می پوشند: حالا یا اجبار محل کار، یا اجبار خانواده…. ۲- اونایی که تفریحی چادر می پوشند: یا از سر مد، یا حس و حال موقتی و…. این دسته معمولا یا بعد از مدت کوتاهی دوباره از چادر دست می کشند و یا ظاهر چادر پوشیدنشون طوریه که حال همه چادری های واقعی رو به هم می زنه. ۳- اونایی که از سر عادت چادر می پوشند: این دسته معمولا خانواده هایی دارند که اصالتا چادر پوشیدن براشون رسمه (صرفنظر از میزان دین و ایمان حقیقی شون) و همه دختران خانواده بدون اینکه هیچ وقت به نظر خودشون در مورد چادر پوشیدن فکر کرده باشند، فقط چون جوّ محیط و خانواده و دور و بری هاشون اینطوریه، چادر می پوشند. شواهد اینجانب نشون میده که این گروه غالبا پس از ورود به دانشگاه یا دور افتادن از محیط قبلی خود چادر پوشیدن را کنار می گذارند! ۴- اونایی که از سر پاکی قلب و شدت ایمان چادر می پوشند: خانواده های این دسته از چادری ها معمولا دو نوع هستند: - یا خانواده های مذهبی که بچه هایشان را طوری تربیت می کنند که از همان ابتدا چادر می پوشند و کم کم که دخترها بزرگتر شدند، تبدیل به دختران مؤمنی می شوند که خودشان هم چادر پوشیدن برایشان بسیار مهم است و از اینکه از بچگی خانواده شان آنها را چادری بار آورده، خیلی خوشحالند.
- و یا اینکه خانواده خیلی با ایمان و مذهبی ندارند. هرگز کسی به آنها چادر پوشیدن را حتی توصیه هم نکرده و شاید در بین خانواده و فامیل اصلا چادر پوشیدن رسم نبوده باشد. اما این دسته از دخترها همینطور که بزرگتر می شوند، در اثر صفای باطن خود و معاشرت با مؤمنان واقعی و … به حدی از ایمان و تزکیه نفس می رسند که چادر پوشیدن را جزئی اجتناب ناپذیر از خود می دانند، لذتی که اینها از چادر پوشیدن می برند، جز به ایمان بالایشان ربط ندارد و جز برای مؤمنان واقعی قابل درک نیست. مانتویی ها هم چند دسته اند: بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ] [ ۱۱:۱۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
پروردگارم انگار فرشتگان بی راه نگفته بودند و دانسته بودند که بعضی مان آنچنان که تو شایسته خلق کرده ای شایسته خلقت نخواهیم بود انگار فرشتگان بی راه نگفته بودند که من نا خلف بوده ام برای خلیفگی تو در این نا کجا این تبعید گاه را می گویم همین زمین خودمان و حالا هنوز، پروردگار، خداوندم فرشتگان به تسبیح تو مشغولند و من دور از چشم آنان و درست زیر نگاه تو یک به یک فرصت ها را به باد می دهم و دائم می گویم امروز هم نه ، از فردا آغاز می کنم... تا فرشته ها از حرفشان پشیمان شوند و تو پروردگارم، خداوند، تو که می دانی هر آنچه من و فرشته و غیر نمی دانیم بگو بگو که من کیستم که به لطف مرا خلیفه خوانده ای؟ بگو خداوند... تزدیک تر از...
... اقرب الیه من حبل الورید
[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ ] [ ٤:٥٩ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
قرنهاست در فرهنگ ایرانی، اسلامی ما، نام حماسه آفرینان عاشورا و اشعار حماسی واقعه کربلا جلوه خاصی به مراسم سوگواری سالار شهیدان می بخشد. اما با فرا رسیدن ایام محرم امسال، برخی از افراد سودجو با نوشتن شعارهای مخصوص این ماه بر روی تی شرت های تنگ و چسبان آنها را با نام «مد محرم» در سایت های اینترنتی به فروش می رسانند. هر چند به عقیده جامعه شناسان مد در نفس خود پدیده ای ناهنجار نیست و در مواردی می تواند موجب حرکت و پویایی جامعه نیز باشد اما به نظر می رسد با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید، موقعیت جوانان امروز در شناخت الگوها و هنجارهای مطلوب دچار چالش شده است؛ زیرا بیشتر مدهای رایج در بین جوانان برگرفته از الگوهای غیرخودی و بیگانه است. آیا ارزشهای دینی در جوانان ما تحت تاثیر مدرنیسم کمرنگ شده است و عرضه چنین مدهایی به بازار برنامه ای برای کمرنگ کردن اعتقادات دینی جوانان است؟ [ یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/۱۱ ] [ ۱۱:۱۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
با سلام :
همه دوستان عزیز می دانند که مدتیست شبکه ماهواره ای به نام فارسی 1 بر روی ماهواره قرار گرفته و فیلم ها و سریال هایی پخش می کند . گذشته از انکه در این سریال ها روابط نامشروع دختر ها و پسر ها / روابط نامشروع زنان شوهر دار با مردانی دیگر و روابط نامشروع مردان زن دار با زنانی دیگر .... و نشان داده می شود / که فاجعه ای بسیار عظیم در نوع خود است .... آیا می دانید گذشته از اینکه چه اثرات مخربی را بر جامعه ما وارد می کند چندین میلیون نفر از نیروهای فعال جامعه ما وقت گرانبهای خود را صرف دیدن این سریال های بیهوده و پوچ از دست می دهند ؟؟!!! از صبح که شروع می شود : لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب [ جمعه ۱۳٩٠/٩/۱۸ ] [ ۸:۳٢ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
سلام ! چشماتونو ببندین... یه بار، فقط یه بار به جای زینب(س) ، گودال قتلـگاه رو تصور کنین... عصر عاشورا... حالا چشماتونو باز کنین. نمی دونم دیگه میتونین چشماتونو ببندین و بی قرار نشین؟؟؟
دل اگر هست، دل زینب کبری(س) باشد؛ آفرین باد بر این همت مردانه ی دل.. [ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۱٦ ] [ ۱٠:٠٩ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
این تصویر مربوط به خشونت پلیس آمریکا در متفرق کردن معترضان است کسانیکه مدعیان حقوق بشر اند. آنان که از ما حق توحش می گرفتند چه توجیهی برای کارهای غیر اخلاقی خود دارند؟ برای دیدن بقیه شاهکار به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب [ جمعه ۱۳٩٠/٩/۱۱ ] [ ۱٠:۳٥ ق.ظ ] [ طلبه نو پا ]
زن در آینه جلال و جمال – آیت ا... جوادی آملی آفرینش زن از منظر قرآن آیا خلقت زن ومرد از دو گوهر مستقل و دو مبدأ قابلی جداگانه است تا هر یک دارای آثار خاص و لوازم مخصوص باشد ، یا هر دو از یک گوهرند و هیچ امتیازی میان آن ها از لحاظ گوهر وجودی نیست ، مگر به اوصاف کسبی و اخلاق تحصیلی و ... یا مرد بالا صاله از گوهری خالص خلق شده است ، سپس زن از زاویه مبدأ تابع مرد ، بطور متفرع بر آن آفریده شده است یا به عکس ؛ یعنی زن بالا صاله از گوهری معین آفریده شده است و مرد فراورده ای از زاویه مبدأ تابع زن ، بطور طفیلی و ضرع وی است ؟ لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب [ شنبه ۱۳٩٠/۸/٢۸ ] [ ٩:٢۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
ادامه مطلب [ جمعه ۱۳٩٠/٧/٢٢ ] [ ۳:۳٠ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما هی فکر می کنه اون جا جای کفترهاست آخه من کجا برم یه کلاغ روسیاه من که تو سیاهیها از همه رو سیاه ترم میون اون کبوترها با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما یه دلش می گفت برو یه دلش می گفت بمون که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو... خوش به حال کسانیکه مشهد زندگی میکنن یااین روزها میرن مشهد. یادتون نره حتما حتما رفتین حرم برای من دعا کنید . ممنون [ شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ٧:٠۸ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
زن از دیدگاه دکتر علی شریعتیزن عشق می کارد و کینه درو می کند ... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ... می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ... برای ازدواجشدر هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ... در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ... او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد میشود؛عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ... و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین وشیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و درقدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلبمرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقطرفتن را در دل او زنده می کند ... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ... و این، رنج است دوست دارم نظرات بازدیدکنندگان از وبلاگم درباره این موضوع بدونم. به نظر شما آیا حقیقت دارد که زن چنین موجودی است و تنها برای همین خلق شده ؟؟ لطفا برای بله و خیر خویش دلیل بیاورید؟؟؟ بقیه مطلب انشالله در پست بعدی [ چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/۳٠ ] [ ۱٠:٢٧ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
چرا گروه شیطان پرستی ، کمپانی های بزرگ غربی وآمریکایی و سایر فرقه های تجاری از میان تمام ابزارهای ممکن موسیقی را انتخاب کردن؟؟؟؟
آنقدرنرم و شیرین است که خودت از مزه مزه کردن آن لذت می بری و کاسه ی بعدی را نگفته سر میکشی . با خودت می گویی در عمرم چنین شربتی نخوردم عطرش تو را مست می کند و مزه اش معتادت می کند تا جایی که سر کشیدن این کاسه برایت بخشی از زندگی می شود اما هرگز فکرش را نخواهی کرد با جرعه جرعه ی این شراب ذره ذره ی وجودت را از بین می بری بدون توپ و تفنگ و گلوله و آتش خودت به تنهایی با میل و اشتیاق تمام. اینها قصه ی یک جنگ است ، جنگی به همین نرمی و شیرینی که دیده ایم و چشیده ایم لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید ادامه مطلب [ پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٤ ] [ ۳:٢٠ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
چرا برخی از دین روی بر میگردانند؟! دین گریزی بیشتر در قشر جوان است و دلایلی دارد که اگر با دقت و برنامه به آنها پرداخته شود قابل حل است . اما حیف از .... به نظر من یکی از دلایل این مسئله عدم پاسخگویی منطقی به شبهات و سوالات جوانان است. البته ناگفته نماند که بعضی مواقع هم کوتاهی از جوانان است که نمی پرسند ، مطالعه نمی کنند و به دنبال پاسخ نمی روند. عامل دیگر دین گریزی سخت گیری و افراط در دین است. هم سختگیری در انجام وظایف دینی که خداوند فرمود: «لایُکَلِّفُ اللهُ نفساً الاّ وُسْعَها» خدا بر هیچ نفسی بالاتر از گنجایش آن تکلیف بار نمیکند. و هم اینکه افراط در راهنمایی و امر به معروف کردن که بدون در نظر گرفتن شرایط آن گاهی عوض دعوت به خوبی و نیکی فرد به طور ناخودآگاه از دین زده میشود. مثلا چند روز پیش در یک جلسه ای یه دختر 18-19ساله کنار من نشسته بود که به اندازه دو سه کیلو آرایش کرده بود. بعد یه افراطی به ظاهر دیندار با حالتی حق به جانب جلوی همه جمع به او تذکر داد و گفت: با این وضعیت توی خیابون هم میری؟؟؟ دختر هم با غضب به او نگاه کرد و با نگاهش به حماقت اون جواب داد. شما قضاوت کنید. آیا واقعا حرف او بر این دختر تاثیر داشت؟ یا اینکه اول از زیبایی و آراستگی اش تعریف می کرد و در بین صحبتهایش از او انتقاد می کرد؟؟؟؟ در این چند سالی که در حوزه درس خوندم یاد گرفتم که همه دستورات دین اسلام به نفع خودمه .در همه مسائل . نمونه اش حجاب که جدا مصونیت است در مقابل چشمها و دلهای مریض. و میبینیم که دشمن چگونه این مصونیت رو تبدیل به محدودیت کرد و از ما گرفت......... حرف آخر اینکه : واقعا به خودم ثابت شده که نماز نوعی مصونیت است مصونیت از گناه.
[ شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٩ ] [ ۱۱:٤۱ ب.ظ ] [ طلبه نو پا ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||